تبليغاتX
من عاشقم
تنهاترین تنها منم سرگشته ورسوا منم
http://www.larzesh.net/clip/yousefi.htm



لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1385/10/15ساعت 2:37 بعد از ظهر توسط ..:: سجاد ::..

معمای ژینا ...
دو سال از پخش فیلم تولد شادمهر عقیلی میگذرد شاید برای خیلی ها سوال باشد دختری که در تمام صحنه های فیلم با شادمهر بود کیست؟...
چند ماه بعد از پخش فیلم در مصاحبه ای که شادمهر با بهزاد بلور خبرنگار بخش فارسی بی بی سی داشت اعلام کرد که این دختر یکی از طرفدارای اون بوده! که قبل از خروجش از ایران برای او یک جشن تولد ترتیب داده و خود او را نیز دعوت کرده و در ادامه گفت که پخش این فیلم برای او مساله مهمی هم نبوده...
همان زمان هم مشخص بود که رابطه ای جدی تری میان این دو بوده در ادامه فیلم که در فرود گاه گرفته شده بود این دختر حضور داشت در حالی که دوستان صمیمی شادمهر مثل مهران جمالی راد و شاهکار بینش پژوه همراه او بودند یک طرفدار نمی تواند این قدر نزدیک به هنرمند محبوبش باشد!
اما این دختر کیست؟ پیش ترها گفته میشد که این دختر یک بازیگر تاتر است که آن زمان خیلی جدی گرفته نشد!
اما این روزها از شبکه 5 تهران سریالی با نام ( در طبقه دوم ) در حال پخش است که با کمال تعجب همان دختری که در فیلم تولد شادمهر بود در این سریال حضور دارد...
همانطور که در عکس میبینید نام این دختر ژینا کلانتری است....!!!!
حالا خیلی از مسائل روشن میشود....
اینکه سرو سری میان شادمهر عقیلی و ژینا کلانتری بوده که حتی باعث شده شادمهر برای او آهنگی را نیز اجرا کند... 
نظر شما چیه...؟!!



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1385/09/19ساعت 12:0 بعد از ظهر توسط ..:: سجاد ::..

فال > از پانزدهم تا اول آذر بر شما چه خواهد گذشت


    
    
    فروردين
    
    مشكلات براي شما تعجب‌آور و كنجكاو‌كننده است. در حل مشكلات، بر سر دو راهي مي‌‌مانيد و بايد تصميم مهمي بگيريد. از پراكنده‌كاري دوري كنيد، با يك دست نمي‌‌توان بيش از يك هندوانه برداشت. با كسي‌كه در مورد زندگي شما آگاهي دارد، مشورت كنيد. مشكلات، بيشتر از طرف كسي است كه شما نسبت به آن حساس هستيد. با مشكلاتتان مدارا كنيد. در تصميم‌گيري عجله نكنيد، به هرحال تصميم شما قرين موفقيت خواهد بود. بدون فكر و محاسبه، دست به هيچ كاري نزنيد. بيشترين وقت خود را صرف فعاليت‌هايي كنيد كه برايتان سودآور است و در نهايت اگر به تصميم درستي برسيد، ايام خوب و پرتحركي را خواهيد داشت. تعدادي از دوستان قديمي را دوباره ملاقات مي‌‌‌كنيد. به مسايل مالي خود بيشتر توجه كنيد و معقولانه خرج كنيد.براي عشق حرمت قائل شويد و آن را به طرف مقابلتان هم تفهيم كنيد.
    
    ارديبهشت
    به موقعيتي كه در انتظارش بوديد نزديك شده‌ايد. از راه دور خبر خوشي برايتان مي‌‌رسد كه مجبور به حركت‌هاي سازنده‌اي مي‌‌شويد. روزهاي پربركتي را پيش رو داريد، پس در فكر آرزوهاي محال نباشيد و به واقعيت‌ها فكر كنيد. ارتباط با خدا، آرامش‌‌انگيز است. پيوندهاي دوستي و مودت را محكم كنيد، اعتماد به نفس خود را تقويت كنيد. اخيرا با عده‌اي آشنا مي‌‌شويد كه براي شما خير به ارمغان مي‌‌آورند. در ضمن داراي شريكي هستيد. به او اطمينان نكنيد. بهترين راه‌ حل، كمك گرفتن از افراد امين است. منتظر شنيدن خبر خوشي باشيد. براي مشكلات دنيا غصه نخوريد، صدقه دادن را فراموش نكنيد، يك سفر يا جابجايي در طالع شما ديده مي‌‌شود.در همه احوال، از ياد خداوند غافل نشويد كه ياد خدا آرامش‌بخش است. سال‌ها منتظر اين بود كه به شما پاسخ مثبت بدهد و زندگي زير يك سقف را با شما آغاز كند، زمانش فرا رسيده است.
    
    خرداد
    در مورد تصميماتي كه در سر داريد، شك و ترديد را كنار بگذاريد و تا زمان از دست نرفته، تصميم نهايي را بگيريد. سعي كنيد نسبت به آنچه در اطرافتان مي‌گذرد، هوشيار باشيد. به تقدير، معتقد بودن، بد نيست ولي اگر تصميم اشتباه بگيريد، تقدير هم بد رقم مي‌خورد. زندگي را تلاش خودتان مي‌سازد و نه ديگران.
    اگر امروز را از دست بدهي، فردا را هم نخواهي يافت. حتما با افراد صاحب‌نظر مشورت كنيد. منتظر آنچه هستي، به تو مي‌رسد. در فكر دادن چيزي به يكي از دوستان خود هستيد، كمي دست نگه داريد و در اين امر، هيچ عجله نكنيد. شخصي به طور ناگهاني، وارد زندگي شما مي‌شود، به فال نيك بگيريد. البته چشمانتان را به روي فرصت‌ها و امكانات جديدي كه پيش رويتان گسترده خواهند شد، كاملا باز كنيد. توجه داشته باشيد كه عشق‌هاي قديمي، دوباره سرباز نكنند و شما را آزار ندهند.
    
    تير
    تصميم داري به جايي بروي، نيت شما مثل هميشه خيرخواهانه است. هيچ درنگ نكنيد. سعي كنيد در تصميم‌گيري‌ها از عقل و احساس استفاده كنيد كه مكمل يكديگرند. زندگي فراز و نشيب بسيار دارد. زندگي در اين ايام، روزهاي خوش خود را به شما نشان مي‌دهد. كارهايي كه نادرست انجام داده‌ايد به زودي جبران خواهيد كرد. اين را بدان كه در هر كاري دست خدا، نگهدار نيكوكاران است. در رفتار و كارهاي خود، انصاف را رعايت كنيد و به جاي خيال‌پردازي، واقع‌گرا باشيد.طرح‌ها و ايده‌هاي هوشيارانه‌اي برايتان پيش مي‌آيد، كه زندگي، كار و تحصيلاتتان را ارتقا مي‌بخشد و تغييرات مطلوب و دلپذيري در آن به وجود مي‌آورد. پيشنهاد كار عجيبي به شما مي‌شود. در تصميم‌گيري عجله نكنيد و نگران آينده هم نباشيد، خدا خودش بزرگ است. به شريك زندگي‌تان بيشتر بپردازيد، از او دلجويي كنيد و از او بخواهيد كه شما را ببخشد.
    
    مرداد
    در كاري كه در پيش گرفته‌اي تلاش كن. روزي در پيش داري كه در آن روز، به موفقيت‌هاي شغلي نيز مي‌رسيد. اعتماد به نفس را در خود تقويت كنيد، اگر گذشته‌اي داريد كه پريشانتان مي‌كند، كم‌تر به آن فكر كنيد. زندگي را مي‌توان با روزهاي خوبي كه در پيش داريد، بسازيد و به خدا ايمان داشته باشيد، تواضع و فروتني از عوامل رسيدن به آرامش در زندگي است. در كنار آرزوهايتان، از ياد خدا غافل نشويد كه شادي‌ها را به همراه دارد. سفري پربركت و پرنشاط در پيش داريد. در اين سفر مي‌توانيد موفقيت كاري نيز داشته باشيد. از طرف دوستي، پيشنهاد خريدي داريد كه اين كار به نفع شماست. هيچ وقت با ناراحتي، تصميم به انجام كاري نگيريد. چون در اين زمان، تصميم درستي نمي‌توانيد بگيريد. او در حق شما بدي كرد و از شما دل كند، اما بگذريد و از اشتباهش صرف‌نظر كنيد. او روزي دوباره به اين نتيجه خواهد رسيد كه در حق شما بدي كرده است.
    
    شهريور
    مسئوليت سنگيني به شما واگذار خواهد شد، ولي نگران نباشيد. شخصي شما را در اين مسئوليت ياري خواهد كرد و از اين فشار روحي، نجات خواهيد يافت. يك خبر فوق‌العاده دريافت مي‌كنيد كه از نظر مالي سود خوبي دارد. فقط مراقب اطرافيان باشيد كه در پس پرده با شما يكدل نيستند.
    از كسي رنجيده‌خاطر هستيد كه در اين مورد خبرهاي جالبي مي‌شنويد. زندگي، روي آفتابي خودش را به شما نشان مي‌دهد و از آن لذت مي‌بريد، توكل به خدا را فراموش نكنيد و منتظر روزهاي آفتابي باشيد. موفقيت، بسيار به شما نزديك است فقط كمي صبر و تلاش لازم است. او هميشه به ياد شماست، شما به ياد او هستيد، بهتر نيست كدورت‌ها را كنار بگذاريد و بر سر يك ميز با يكديگر دوباره دوستي كنيد و گذشته‌ها را فراموش كنيد و به فكر آينده باشيد؟ لجبازي هميشه كار دست شما مي‌دهد.
    
    مهر
    در مورد مسئله‌اي بسيار صبر كرده‌ايد و همين امر باعث افسردگي شما شده است. مطمئن باشيد تا چند روز آينده، خبر خوشي به شما خواهد رسيد و شما را از افسردگي رها خواهد كرد. از اين‌كه موفقيت‌هايي به دست مي‌آوريد، دچار غرور و تكبر نشويد و آنها را با تواضع و فروتني، همراه سازيد تا حسادت اطرافيان را برانگيخته نكنيد.
    اگر به فكر به دست آوردن گوي سبقت از ديگران هستيد، تا به طرح‌ها و فكرهاي خلاقانه برسيد و آنها را عملي كنيد، عجولانه عمل نكنيد بلكه درست فكر كنيد، مثل هميشه در خانواده محبوب هستيد و آنها به شما چشم اميد دارند. شجاعت داشته باشيد و به همه شجاعت ببخشيد. تا چندي ديگر سفري در پيش داريد كه موجب تحولي در زندگي شما مي‌شود. به ياد روزهاي خوب گذشته بيفتيد، او هميشه به فكر شماست. عشق‌تان را با مسائل پيش پا افتاده خراب نكنيد.
    
    آبان
    بخت به سراغ شما آمده، شخصي به كمك شما مي‌آيد كه تصورش را هم نمي‌كنيد و خبرهاي جالبي از موفقيت‌ در كاري كه قبلا كرده‌ايد به شما مي‌دهد. حال نوبت تصميم‌گيري تو رسيده، بايد كاملا عاقلانه فكر كني. دو راه بيشتر نداري هر يك از اين دو راه داراي معايب و محاسني است. خوب دقت كن كه كدام راه، معايبش كم‌تر است. در اين تصميم‌گيري از شخصي كه اين خبر را به تو داده كمك بگير. در روزهاي آينده، خود را براي يك فعاليت مناسب آماده كن. پولي كه قبلا تقاضاي آن را كرده بودي به تو خواهد رسيد و اين پول بسياري از مشكلات تو را حل خواهد كرد. از فكر كردن به روزهاي سخت گذشته بپرهيز و به فكر آينده باش، آينده‌اي كه روشني آن به تو نزديك است. ازدواج، واقعيتي است كه خلاصه سراغ همه آدم‌ها مي‌رود و حالا اين اتفاق به شما نزديك مي‌شود، پس خوب فكر كنيد و تصميم درستي بگيريد. آبان‌ماهي‌ها، تولدتان مبارك...
    
    آذر
    فردي، منتظر جوابي است كه بايد به او بدهي. او را از انتظار درآور. در چند روز آينده، چيزي به دستتان خواهد رسيد كه از طرف يكي از دوستان قديمي است. در آن لحظه زياد از آن خوشحال نمي‌شويد ولي آن چيز، در آينده به درد شما خواهد خورد و يكي از مشكلات عمده شما را حل خواهد كرد.در انجام كاري كه در پيش داريد، عجله نكنيد و آن را به دقت سبك و سنگين كنيد. در مورد اين كار، كسي به شما پيشنهادي مي‌دهد، زياد به آن پيشنهاد فكر نكنيد، به خدا توكل كنيد و از او بخواهيد كه در اين راه، شما را ياري دهد. در جمع دوستان هم، از كاري كه مي‌خواهيد انجام دهيد، حرفي نزنيد و بگذاريد كه خود آنها پي به اين مسئله ببرند، در مورد آن به تجربيات گذشته توجه كنيد. هميشه كوتاه‌ترين راه، بهترين راه نيست و گاهي كوتاه‌ترين راه، انسان را به بيراهه‌اي مي‌كشاند كه بازگشت از آن دشوار خواهد بود. او شما را دوست دارد، با او تماس بگيريد، به عبارتي شما كوتاه بياييد.
    
    دي
    در روزهاي آتي، يك پيشنهاد كاري به شما خواهد شد كه در سرنوشت شما موثر است. اما براي قبول‌كردن آن دو دل خواهيد بود، سعي كنيد، بدون عجله و با فكر، تصميم بگيريد، نتيجه تصميم‌گيري‌تان، مسير شما را در جغرافياي سرنوشت، تعيين خواهد كرد. مشكلات شما حل خواهد شد. عجله نكنيد، گذشت زمان لازم است. فكر كردن به گذشته، شما را ناراحت و عصباني مي‌كند. سعي كنيد به گذشته فكر نكنيد و افكار خود را متمركز آينده كنيد. آينده‌اي كه درخشان خواهد بود و شما را به اهدافتان نزديك‌تر مي‌كند. از دست كسي، به خاطر كاري كه قرار بوده براي شما انجام دهد ولي هنوز انجام نداده، دلگير هستيد، او به زودي كار شما را انجام خواهد داد. عجله نكنيد و با عجله كردن، شانس زندگي بهتر را از خود نگيريد، صبر كنيد، مشكلات خود به خود رفع مي‌شود. دختران متولد دي‌ماه، اين روزها در تكاپو هستند، دلهره دارند و دائم فكر مي‌كنند كه خبر خوبي به آنها خواهد رسيد. اما نمي‌دانند چه زماني؟... همين روزها...
    
    بهمن
    در مورد كمكي كه به شخص ديگري كرده‌ايد، ترديد نكنيد كه خدا با شما و نظاره‌گر رفتار شماست. در جمعي، در مورد كمكي كه شما به آن فرد كرده‌ايد، صحبت است.در مورد سفري كه مي‌خواهيد انجام دهيد با دوست خود كه قرار است، شما را همراهي كند، صحبت كنيد و سعي كنيد آن سفر را چند روزي به عقب موكول كنيد تا قبل از سفر به كار عقب‌افتاده خود برسيد. تلاش كنيد كه اين كار عقب‌افتاده را زودتر انجام دهيد؛ چون چشم‌ها، در انتظار قولي است كه شما به آن شخص داده‌ايد و انجام اين كار مي‌تواند در زندگي آن شخص، تاثير داشته باشد. هفته آينده كسي نزد شما مي‌آيد كه ديدن او براي شما بسيار خوشحال‌كننده است و او مي‌تواند همفكر خوبي براي شما باشد و شما را در كاري كه در پيش گرفته‌ايد ياري كند. نترسيد، اگر مي‌خواهيد به او پيشنهادي بدهيد، امروز و فردا نكنيد. خجالت نكشيد، اين پيشنهاد به آينده‌تان بستگي دارد. او را دوست داشته باشيد، چون او هم شما را دوست دارد.
    
    اسفند
    به فكر چيزهايي كه نداري، نباش و سعي كن از آنچه كه داري، نهايت استفاده را ببري. اين مهم نيست كه ديگران چه فكري مي‌كنند. مي‌خواهي چيزي را بفروشي و براي فروش آن، در خانواده دچار اختلاف شده‌اي. سعي كنيد براي حل اين اختلاف، به جاي درگيري و عصبانيت، با يكديگر مشورت كنيد و فكرهايتان را يكي كنيد و در مورد فروش آن عجله نكنيد.مشكل مالي شما به زودي حل خواهد شد. كسي در اين مورد با شما صحبت خواهد كرد كه صحبت‌هاي او براي تصميم شما بسيار مفيد خواهد بود. در مورد پيشنهادي كه به شما مي‌شود، خوب فكر كنيد و راجع به آن، با خانواده مشورت كنيد، البته بدون عصبانيت و با دقت و خونسردي. به زودي تغييري در زندگي تو ايجاد مي‌شود كه تمام ناراحتي‌ها و دلسردي‌ها را از زندگي تو بيرون مي‌برد و موجب رابطه عميق ميان تو و اطرافيان مي‌شود. سعي كن كه اين رابطه را حفظ كني و به حرف خانواده خود گوش كني. همين روزها، او خبر خوبي به شما مي‌دهد.
    



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1385/08/15ساعت 11:54 قبل از ظهر توسط ..:: سجاد ::..

سیر تکاملی دخترا:
سال 1230
مرد: دختره خير نديده من تا نکشمت راحت نمي شم...

زن: آقا حالا يه غلطي کرد ، شما بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده...
مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بکشمش...
-- بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
سال 1280
مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟ مي کشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار که مُردي ديگه جرات نمي کني از اين حرفا بزني. تو غلط می کنی. تقصير من بود که گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نکرده مي گيره ها! شکر خورد. ديگه از اين مارک شکر نمي خوره. قول ميده...
مرد( با نعره حمله مي کنه طرف دخترش ): من بايد بکشمت. تا نکشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم کني بدونه درد مي کشمت...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
 
سال1330
مرد: چي؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوکوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيکمتو سورفه (سفره) مي کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنين. خدا نکرده يه وخ (وقت) سکته مي کنين آ...
مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نکوشم (نکشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بیگيرم. يه دانشسرايي نشونت بدم که خودت کيف کوني...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهکارشو مي بخشه
 
سال1380
مرد: کجا؟ مي خواي با تکپوش (از اين مانتو خيلي آستين کوتاها که نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مث جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي کنن) و شلوارک (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي کشمت. من... تو رو... مي کشم...
زن: اي آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اکثرا).
مرد: من... اينطوري نيستم. دختر لااقل يه کم اون شلوارو پائين تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره...
سال1400
دختر: چي؟ چي گفتي مرتيکه ی ****؟ دارم بهت مي گم ماشين بي ماشين. همين که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشينم مي خوام. ميخواي بري بيرون پياده برو...
باباه:جیکش در نمی یاد...
زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت کدر مي شه آ مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهکارشو مي بخشه !!



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1385/08/10ساعت 10:45 قبل از ظهر توسط ..:: سجاد ::..

فال > از اول تا پانزدهم آبان بر شما چه خواهد گذشت .


    
    
    فروردين
    
    دوست خوبم در سطح كاري، خبرهاي خوشحال كننده‌اي به شما مي‌‌رسد كه در آينده شغلي شما بسيار تاثير دارد. شما همگان را تحت تاثير اخلاص و صداقت خود قرار مي‌‌دهيد. طي اين مدت، خبرهاي بسيار زيادي به شما مي‌‌رسد، لحظه‌هاي زندگيتان نويد جوانه‌هاست و زندگي، تركيب شادي و غم است. هميشه برداشتن اولين قدم در هر راهي سخت است، اما اگر جرات و جسارت اين امر باشد قدم‌هاي بعدي آسان‌تر مي‌‌شود.
    يك مرخصي كوتاه‌مدت لازم است تا بتواني با خيال آسوده به استراحت بپردازي و فعاليت‌هاي خود را از سر بگيري. تمركز و تجديد روحيه در اين رابطه، اثري عالي خواهد داشت. تا يادم نرفته خدمت شما عرض كنم عشق، آهسته و دزدكي وارد مي‌‌شود.
    بلندپروازي‌هايتان بسيار جالب توجه است.
    
    ارديبهشت
    ‌بياييم نشاط و صفاي زندگي را پاس بداريم؛ آن هم با گذشت و ايثار. عطر معنويت را به سر و روي زندگيمان بپاشيم و با حسن خلق و ادب، نهال محبت و دوستي را در باغچه دلمان بنشانيم، با تفاهم و نه با لجاجت و قهر و يكدندگي و كله شقي. شما خوب مي‌‌دانيد اگر تفاهم در خانواده ايجاد كنيم بهشتي ساخته‌ايم بسيار ارزشمند و خرم... يكي امروز را مي‌‌بيند و يكي فردا را، يكي به سود فعلي مي‌‌انديشد و ديگري به سعادت آينده. بيا و بر يراق نيايش بنشين و نسيم نشاط و شادابي را در كوچه‌هاي دل، جاري ساز و دمي با يار، عارفانه زمزمه وصل كن و با پرستش و نيايش، شجره افسردگي را به نورانيت، تبديل كن و سرانجام به بهشت برين رهنما شو. شما مي‌‌توانيد با چشم‌هاي عاشق، جهان را تلاوت كنيد؛ آن هم تلاوتي عاشقانه. به ياد داشته باشيد كه هميشه او نبايد ابراز عشق كند، شما هم كمي از غرور خود فاصله بگيريد...
    
    خرداد
    دوست خوبم اگر بخنديد دنيا به شما لبخند مي‌‌زند، اما اگر اخم كنيد فقط خودتان را خورده‌ايد و ناراحت كرده‌ايد. متخصصان، خنده را اين‌گونه بر‌شمرده‌اند: قابل تقسيم با ديگران است، موجب تقويت سيستم ايمني بدن مي‌‌شود، تنش را از بين مي‌‌‌‌برد، براي جسم و روح مفيد است و ديگر اين‌كه رايگان است. خنده يكي از رفتارهاي مثبت است كه در عصر فناوري امروز، تقريبا فراموش شده و مردم به‌قدري سرگرم كار و پرداختن به امورات خود هستند كه از تاثير خنده غافل مانده‌اند. وقتي دغدغه و تشويش‌ها روح و دلت را افسرده مي‌‌سازد، بيا بر يراق نيايش بنشين و نسيم نشاط و شادابي را در كوچه‌هاي دل، جاري ساز... براي آينده‌تان درست تصميم بگيريد، چون لحظه موعود و روزي كه بايد در همان موردي كه خودت مي‌‌داني انتخاب كني، نزديك است، پس درست فكر كن.
    
    تير
    اي عزيز، در كلام خدايت دقت كن و ببين از تو چه خواسته است، آ‌ن‌وقت تو نيز خواهي دانست از خدايت چه درخواست كني و از او چه بخواهي. به ياد داشته باش كه راز تو اسير توست، اگر آن را فاش كردي تو اسير او مي‌‌شوي. از ديروز بياموز، كه براي امروز زندگي كني و اميد به فردا داشته باش. اقيانوس را گفتم اين‌همه وسعت و عظمت را از كجا آورده‌اي؟ اقيانوس گفت از اتحاد و از به هم پيوستن قطره‌ها. بزرگي مي‌‌گويد: انسان‌هاي خوشبخت كساني هستند كه از جهات مختلف با زندگي، رو‌به‌رو مي‌‌شوند و انسان‌هاي بدبخت كساني هستند كه كوره راه باريكي دارند و به همان بسنده مي‌‌كنند. هر قدر بيشتر عاشق باشيم نيكو‌تر خواهيم بود و نزد خداوند عزيزتر. انسان‌هاي بسيار كمي هستند كه با چشمان خود مي‌‌بينند و با قلب خود احساس مي‌‌كنند. به انتخابتان شك نكنيد، بايد دوست داشته باشيد تا دوستتان داشته باشند، لجبازي‌هاي بچه‌گانه را كنار بگذاريد.
    
    مرداد
     دل‌سردي، سم مهلكي است براي مغز و استعداد، كه هر چه نامش جرات و ابتكار است را از بين مي‌‌برد. مگذار علف هرز نااميدي، به دور پيكر غم گرفته‌ات حلقه بزند. هر بار كه دل‌سرد مي‌‌شوي، ضربان قلبت پايين مي‌‌آيد. اين افكار را از خودتان دور كنيد و به اصطلاح، واگن خودتان را به ستاره‌اي ببنديد، <شما مي‌‌توانيد.> بياييم دلمردگي‌ها و خستگي‌ها را پشت پرچين سحر بياندازيم و با لاله و ريحان، نفسي تازه كنيم. شما مهارت عجيبي در توجيه مسائل و مشكلات زندگي ديگران داريد، اما هميشه امور خود را به راحتي نمي‌‌توانيد اداره كنيد.
     در دوستي، همچنان وفادار بمانيد و در زمان دشمني، آدم منصفي باشيد و بدشانسي‌هاي خود را تحمل كنيد...اگر پاسختان آري است، پس دريغ نكنيد، چرا كه ممكن است هم شما پشيمان شويد هم او. اين پشيماني به نفع شما نيست.
    
    شهريور
    سپاسگزار نعمت‌هاي خدا باشيد و به خاطر نداشتن كفش، گله و شكايت نكنيد. <ويل كارنگي> مي‌‌گويد: موهبت‌هايتان را بشماريد نه محروميت‌هايتان را.تا وقتي مي‌‌شود از راه عشق، ديگران را دوست داشته باشيم، نبايد در سايه ترحم بايستيم. يك قلب مهربان، يعني چشمه‌اي از شادي كه هر چيز را در اطراف خودش تر و تازه نگه مي‌‌دارد. اي دوست مگذار كه سردي دل از سخاوت تو خالي بماند. بيا مرهمي باشيم براي دلهايي‌ كه همواره سرشار از عشق و عاطفه هستند. عمر گذشته را چگونه برخواهيد آورد.
     مي‌‌توان اين جمله را در دفتر فردا نوشت: خوبي از هر چيز ديگر بهتر است، مي‌‌توان با يك گليم، روز را شب و شب را روز كرد. شايد بعضي از تصميم‌ها مثل فاصله گرفتن از پدر و مادر، در دراز مدت به سودتان نباشد، پس به‌طور كل در تصميم‌هايتان تجديد‌نظر كنيد.
    
    مهر
    خوشا نسيم دل‌انگيز بامدادي عشق كه آفتاب محبت به نسيه مي‌‌كارد. در باغچه عمر، گل اميد بكاريد. بياييد دوست بداريم تا دوستمان بدارند. بياييد عاشق شويم تا عاشقمان شوند.
    شادي كنيد كه دنيا دو روزي بيش نيست. روزها را با شادي بگذرانيد تا در پيشگاه خداوند شاد باشيد. مسئوليت زندگي خود را بر عهده بگيريد، با سلام مهربانانه، عاطفه و عشق و مهرباني بكاريد، هرگز مايوس نشويد كه هنوز فرصت براي ديدن يك گل هست.
    گريه، دل را آبياري مي‌‌كند، دوست من استوار بايست، مسئوليت زندگي با توست، اين است راز بزرگ خوشبختي. شما مهرماهي‌ها بايد به زودي پاسخ مورد نظرتان را به آن كه منتظر شماست بدهيد، فكر مي‌‌كنيد كه چقدر دوستتان دارد، مطمئن باشيد كه او عاشق صفاي باطن شماست.
    
    آبان
    اي عزيز از نشانه‌هاي بزرگي آن است كه هيچ‌گاه از هيچ‌كس توقع نداشته باشيد، اما در عين حال از هيچ‌كس محبت خودتان را دريغ نكنيد و چون ابري بي‌‌منت، بر هر خراب و آباد بباريد. برخيزيد و پايكوبي كنيد، دست‌افشان باشيد و هر آبرويي كه اندوخته‌ايد، نثار خاك آن نگار كنيد. اي دوست از خدا نخواهيد كه شما را ببخشد زيرا بخشش كار او است، بلكه از خداوند بخواهيد شما را كمك كند. عشق، نخستين گام به سوي ملكوت است و تسليم، آخرين آن. آري تمام سفر، دو گام بيش نيست.
     دوست خوبم برخيز تا مهار زندگي‌ات را در دست گيري. راز دوستي در اين است كه محبت را نه فقط با محبت پاسخ دهيد. سعي كنيد عشق و محبت خود را خالصانه و به‌طور آشكار نمايان كنيد، از روي استدلال و منطق تصميم بگيريد و سخت‌گيري‌هاي وسواسانه و احساسي خود را كنار بگذاريد.
    
    آذر
     هميشه چنان مشغول باشيد كه حتي فرصت پيدا نكنيد كه بيانديشيد در جهان چيزي به نام نااميدي هم وجود دارد. غم فردا نشايد خوردن. امروز سخت‌ترين چيزي را كه مي‌‌توان در زندگي ياد گرفت اين است كه از روي كدام پل بايد رد شد و كدام را بايد خراب كرد كه با ديدگاه شما به تحقق خواهد رسيد. اجازه ندهيد اطرافيان از شما و رفتار مناسب‌تان سوء‌استفاده كنند، سعي كنيد از كوره در نرويد و بر اعصابتان مسلط باشيد، عادت‌هاي عجيب و غريبتان را ترك كنيد. به افراد ناجور اعتماد نكنيد كه از زندگي فاصله مي‌‌گيريد. رك‌گويي‌هايتان به طور دائم اطرافيان را ناراحت مي‌‌كند، اما اين جزئي از خلق و خوي شماست و نمي‌‌توان كاري انجام داد. شما هم بايد مثل او در مورد روابط عاطفي، واقع‌بين باشيد، صداقت و دوستي، پايه‌هاي عشق و زندگي زناشويي را محكم مي‌‌كند. نياز دائمي اين ارتباط، تنها حقيقت است.
    
    دي
    اين يك واقعيت است، ما همان مي‌‌شويم كه در طول روز درباره‌اش سخن گفته‌ايم. خوشبختي، جويباري است كه هر لحظه لابه‌لاي آن در دست شما فرو مي‌‌ريزد. به آفتاب، سلامي دوباره خواهيم كرد، به ياد داشته باشيد، هر روز بهترين روز سال است. آرامشتان را هيچ‌گاه از دست ندهيد. از خداوند بخواهيد شما را كمك كند تا بتوانيد دوباره همه چيز را بسازيد. وجود آدمي، سرشار از زيبايي است، آرام باشيد، شما خدا را داريد. انديشه و نگرش مثبت، سخت‌ترين چيزي است كه مي‌‌توان در زندگي ياد گرفت. خردمندترين مردم كسي است كه مدارايش بيشتر باشد. اي دوست، بايد به نصيحت نزديكان پاكدل و روشن ضمير گوش جان بسپاريد و زندگي روزمره را سخت نگيريد. شاد باشيد كه خبر بسيار خوشي در انتظارتان است. همه چيز را به او بسپاريد، او همدم بدي براي زندگي شما نخواهد بود.
    
    بهمن
    صداقت و پاكدلي را پيشه سازيد، بعد توقع داشته باشيد كه به حاجت برسيد و محروم نشويد. هر وقت مشكلي برايتان پيش آمد، صبوري و حلم داشته باشيد و اطرافيانتان را آزار ندهيد. خداوند ستارالعيوب است. زندگي روزمره را خيلي سخت نگيريد. صداقت و پاكدلي شما، تمامي مشكلاتتان را از بين مي‌‌برد. اي دوست عزيز، نصيحت پاكدلان را عمل كنيد و بعد توقع داشته باشيد. آتيه شما نويدبخش است و هر آن چه كه آرزويتان است بدان خواهيد رسيد. معمولا دوست داريد كه از احساسات وعواطف ديگران سر در بياوريد، اما خودتان دوست نداريد كه كسي از احساستان سر در بياورد. حس كنجكاوي شما نسبت به محيط اطرافتان بيشتر از گذشته شده است.
    در مورد عشق و تصميم براي آينده، لجاجت و يكدندگي را كنار بگذاريد، همه چيز درست مي‌‌شود.
    
    اسفند
    متولدين اين ماه، تمايل چنداني به آرزوهاي دنيوي ندارند، ثروت و مال دنيا براي آنها جذابيتي ندارد، از تصميم‌گيري‌هاي رويايي دست بكشيد. متولدين ماه اسفند به طور ذاتي انسان‌هايي دلسوز و مهربان هستند و تمايل زيادي به كمك به فقرا و درماندگان دارند... عجله، بداخلاقي و لجاجت را از خود دور كنيد، مي‌‌توانيد همان چيزي شويد كه مي‌‌خواهيد. در مورد عشق، كمبودي نداريد؛ چرا كه يك عاشق پيشه واقعي هستيد، با عشق نفس مي‌‌كشيد و بدون آن نمي‌‌توانيد زندگي كنيد. رازهايتان را براي كسي تعريف نكنيد، ياري‌رسان خوبي خواهيد بود، شنونده خوبي هستيد و سعي مي‌‌كنيد مشكلات مردم را حل كنيد. زنان اين ماه بسيار باهوش و زيرك هستند. عشق، احساسات و عواطف، جزئي از وجود شماست و بدون اين‌ها زندگي مفهومي نخواهد داشت.
    



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1385/08/08ساعت 7:6 بعد از ظهر توسط ..:: سجاد ::..

 
 
آيا تابحال با چهره ايرانيان موفق آشنا شده ايد؟
 
امروز به معرفي تعدادي از هموطنان عزيزمون كه در جهان بعنوان چهره موفق شناخته مي شوند مي پردازيم...
 
 

 
پيير اميديار
پيير اميديار موسس و رئيس شركت ebay بنيانگذار تجارت الکترونيک در جهان
 
 
 
 
پروفسور لطفي زاده
پروفسور لطفي زاده استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فوزي . کامپيوتر هوشمند و بنيانگذار نسل سوم کامپيوتر در جهان
 
 
 
 
اميد كردستاني
اميد كردستاني معاون ارشد سايت google
 
 
حسين اسلامبلچي
حسين اسلامبلچي رئيس شرکت مخابرات آمريکا AT&T
 
 
 
 
کريستينا امان پور
خانم کر يستينا امان پور رئيس بخش سي ان ان در آمريکا
 
 
پروفسور مجيد سميعي
پروفسور مجيد سميعي رئيس جراحان مغز جهان در آلمان
 
 
بيژن داوري
پروفسور بيژن داوري معاون ارشد شرکت IBM  بزرگترين شرکت سخت افزار کامپيوتر در جهان
 
 
 
قاسم اسرار
قاسم اسرار عضو هيئت مديره ايستگاه فضايي ناسا
 
 
 
انوشه انصاري
خانم انوشه انصاري رئيس موسسه تکنولوژي تل کام و اولين فضا نورد زن تاريخ
 
 
پروفسور علي جوان
پروفسور علي جوان در سال 1958 زماني که کارمند آزمايشگاه بل بود، ايده قانون کلي ليزر گازرا مطرح نمود و در 1960 طرح خود را به مرحله باروري رساند. او در سال 1964 براي کارهايي که در زمينه ليزر گازها انجام داده بود مدال استوارت بالنتاين Stewart Ballentine را از انستيتو فرانکلين دريافت نمود و در سال 1966 مدال بنياد فني و جان هرتز Fanny and John Hertz Foundation و در سال 1975 مدالفردريک آيوز Fredrick Ives از انجمن اپتيکال و در سال 1993 مدال علمي جهاني آلبرت اينشتين Albert Einstein World Medal of Scienceرا از انجمن World Cultural دريافت کرد
 
 
 
فرح کريمي
خانم فرح کريمي تنها زن ايراني پارلمان هلند
 
 
 
محمد جمشيدي
پروفسور محمد جمشيدي مدير برنامه هاي داخلي ايستگاه فضايي ناسا
 
 
 
 
آزاده تبازاده
خانم آزاده تبازاده دانشمند ايستگاه فضايي ناسا
 
 
 
 
فرزاد ناظم
فرزاد ناظم مدير فني سايت yahoo
 
 
 
 
ماريا خرسند
خانم ماريا خرسند رئيس شرکت اريکسون
 
 
 
فريار شيرزاد
فريار شيرزاد معاون وزارت بازرگاني آمريکا و دستيار رياست جمهوري
 



لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1385/07/21ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط ..:: سجاد ::..

چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار بگیرد؟


مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را  متوجه شوید.(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)

1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و  دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.

2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.

3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.

4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های  شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام  انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.

5- لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.

6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.

7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.

 عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.

شست نشانه والدین است .
انگشت دوم خواهر و برادر .
انگشت وسط خود شما .
انگشت چهارم همسر شما .
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است .




لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1385/07/14ساعت 0:45 قبل از ظهر توسط ..:: سجاد ::..

    درست چهل سال پيش كه از مردم ايران حق توحش گرفته مي‌‌شد اين باور وجود داشت كه ارزش يك ايراني آريايي از برخي انسان‌ها كم‌تر است. اما اكنون گذشت زمان ثابت كرد كه خون يك خارجي به هيچ‌وجه از يك ايراني سرخ‌تر نيست.اما هنوز در كشورهايي نظير كره و يا ژاپن اگر سرباز برخي از كشورها به دختران آنها تجاوز كنند دادگاه‌هاي اين كشورها حق دادرسي و برخورد قضايي با خاطيان را ندارند. ريشه اين موضوع به آنجا برمي‌گردد كه برخي در اين عالم بر اين باورند كه تعدادي از انسان‌ها به خاطر رنگ پوست، مليت و... برتر از ساير انسان‌ها هستند.
    اما داستان انوشه انصاري گواه ديگري است بر اين ادعا كه ما هيچ‌چيز از ديگران كم نداريم. هيچ اصراري نيست بر آن‌كه بخواهيم بنويسيم او اسلام مطلوب ما را دارد يا آن‌گونه كه ما دوست داريم حجاب مي‌‌كند و يا باورهاي سياسي‌اش چون ماست. به هر حال يك ايراني مقيم خارج از كشور شايد در بسياري از موارد متفاوت با شهروندان داخل كشور زندگي و عمل كند. اما هر چه باشد او يك ايراني است. با هوشواستعداد شرقي. نمي‌‌خواهيم حرف غلط هنر نزد ايرانيان است و بس را تكرار كنيم بلكه مي‌‌خواهيم با صداي بلند فرياد بزنيم ايراني هيچ‌چيز از يك خارجي كم ندارد.
    حتي اگر مثل ما لباس نپوشد و مثل ما فكر نكند و در آن سوي آب‌ها زندگي كند!

    انوشه انصاري در شهريورماه سال 1345 در مشهد به دنيا آمد. چهار دست و پا راه رفتن را كه ياد گرفته بود، والدينش تصميم گرفتند به تهران سفر كنند. او در تهران بزرگ شد و ديپلم خود را گرفت؛ چند ماه پس از اخذ ديپلم، در سال )1984( 1363 به همراه اعضاي خانواده به آمريكا مهاجرت كردند. در حالي كه او هيچ تسلطي به زبان انگليسي نداشت.
    سرگذشت زندگي‌اش را از زبان آتوسا، خواهرش بخوانيد:
    در مدرسه، از دوران ابتدايي، علاقه‌اي وافر به رياضيات داشت. در دوران دبيرستان، عشقش به فيزيك و رياضي چند برابر شد؛ يادم مي‌آيد كه او هميشه درباره ستاره‌ها و صورت‌هاي فلكي با من صحبت مي‌كرد. پرسش‌هاي زيادي در عالم كودكانه مي‌پرسيد. ستاره‌ها براي من تنها جنبه هيجاني داشتند، اما او بسيار زياد به ستاره‌ها علاقه‌مند بود. از كودكي، شب‌ها ستاره‌هاي آسمان را مي‌شمرد و سپس خوابش مي‌برد.
    آتوسا انصاري در ادامه مي‌گويد: انوشه دختري آرام است، يعني از كودكي و نوجواني، هميشه اين خصلت را با خود به همراه داشت، اما يك خصلت ديگر هم دارد، او هميشه دلش مي‌خواست پرواز كند، البته نه پرواز با هواپيما، يادم مي‌آيد زماني كه كتاب‌هاي گيتاشناسي را ورق مي‌زد، به تصوير كهكشان‌ها و همچنين كره‌ زمين خيره مي‌شد و مي‌گفت: آتوسا، يعني مي‌شود روزي كره زمين را از دور ببينيم، آن روز نه من و نه پدر و مادر، به اين آرزوي دست نيافتني فكر نمي‌كرديم، اما انوشه ثابت كرد كه انسان مي‌تواند به آرزوهايش برسد، او يك نمونه كامل از اين حيث است. آتوسا مي‌گويد: احساس اضطراب و نگراني مي‌كنم، اميدوارم او به سلامت به فضا برود و هر چه زودتر نزد ما برگردد.
    
     پدر و مادرش آرزو داشتند كه دخترشان وارد دانشگاه شود و به تحصيل بپردازد، از اين رو او طي يك سال سعي كرد به صورت مداوم زبان انگليسي را فرا بگيرد كه براي رفتن به دانشگاه مشكلي نداشته باشد. خواهرش مي‌گويد: از زمان كودكي در كارهايش از اعتماد به نفس ويژه‌اي برخوردار بود، به طوري كه در مدت كمي، چنان سعي و تلاش مي‌كرد كه من و ديگر اعضاي خانواده، از اين همه پشتكار او تعجب مي‌كرديم و زماني كه به دانشگاه رفت نوع درس خواندنش برايمان عجيب‌تر بود.
    خواهر مي‌گويد: انوشه خود را غرق در تحصيلاتش كرد و كارشناسي خود را در دو رشته (الكترونيك) و (مهندسي كامپيوتر) به طور همزمان از دانشگاه (جرج ميسون) اخذ كرد و پس از آن، مدرك كارشناسي ارشدش را در رشته (مهندسي الكترونيك) از دانشگاه (جرج واشنگتن) دريافت كرد و در حال حاضر در حال تحصيل كارشناسي ارشد در رشته (نجوم) در دانشگاه (سوئين بورن) مي‌باشد تا بتواند دومين مدرك كارشناسي ارشدش را، در رشته (ستاره‌شناسي) دريافت كند.
    مادر مي‌گويد(انوشه هنگامي كه كودك بود، عادت داشت در فضاي آزاد به پشت بخوابد و به آسمان شب خيره شود، او روياي پرواز در آسمان را در سر مي‌پروراند و حالا پس از سال‌ها خوشحالم كه رويايش به حقيقت پيوست است.)
    انوشه انصاري كه اينك تيتر مهم‌ترين رسانه‌هاي جهان را به عنوان نخستين بانوي فضانورد جهان، كه به طور خصوصي عازم فضاست به خود اختصاص داده، مي‌گويد(با دست يافتن به اين آرزو كه از دوران كودكي در سر داشتم، اميدوارم به جوانان سراسر دنيا ثابت كنم كه هيچ محدوديتي براي آنچه مي‌خواهند به دست بياورند، وجود ندارد.)

    او در ادامه مي‌گويد: اين‌كه با خرج خصوصي به فضا مي‌روم، به اين معني نيست كه به عنوان توريست اين كار را مي‌كنم، من از اين واژه خوشم نمي‌آيد؛ چون هنگامي كه اين واژه به زبان مي‌آيد تصوير شخصي با يك دوربين كه به گردن خود آويزان كرده و يك بليت هم در دستش است و در حال رفتن به فرودگاه مي‌باشد را به ذهن مي‌آورد و همگان منتظرند اين توريست برگردد و عكس‌هايي را كه گرفته، به ديگران نشان دهد، اما من فكر مي‌كنم كه يك مسافرت فضايي بيشتر از چنين اوصافي است.
    پيش از رفتن به فضا، لبخندي بر لب دارد، به نظر مي‌رسد خجالتي است، اما در پشت اين چهره خجالتي، اراده‌اي آهنين نهفته است و آرزويي كه از دوران كودكي‌اش او را رها نكرد. آرزويي كه تا دقايقي ديگر به تحقق خواهد پيوست، آرزوي پرواز به كهكشان...
    آرزوي پرواز به كهكشان، روياي زندگي انوشه انصاري بود كه دوشنبه، هجدهم سپتامبر، در پايگاه فضايي بايكونور روسيه در قزاقستان، برايش به واقعيت تبديل شد و لحظاتي بعد كه سفينه از زمين فاصله گرفت، او با خود گفت (چه زيباست زمين، چه زيباست) اين اولين جمله‌اي بود كه بر زبان آورد.
    پس از فارغ شدن از درس و جذب بازار كار شدن، با يك مرد ايراني به نام (حميد) آشنا شد، اين آشنايي منجر به ازدواج شد و آن دو در كنار برادر شوهرش به نام امير، يك شركت مخابراتي تاسيس كردند. حميد در زمينه الكترونيك به تحصيل پرداخت. نام شركت اين مثلث يعني دو برادر و انوشه (TTI)بود.
    پشتكار آنان در كار، تا جايي بود كه پس از چند سال از تاسيس شركت در سال 1993، 250 كارمند داشتند. اما آنها شركت خود را در سال 2000 ميلادي فروختند و از آن زمان تاكنون، با پول به دست آمده، در ديگر شركت‌هاي مخابراتي و همچنين سفينه‌هاي فضايي، سرمايه‌گذاري مي‌كنند و همين موفقيت‌ها باعث شد تا وي در همين سال، از سوي مجله (زن شاغل) به عنوان كارآفرين‌ برتر جهان شناخته شود. درباره او كه زني ثروتمند است، مي‌گويند: در امور اجتماعي نيز فعال است و به كودكان بيمار ياري مي‌رساند؛ تا جايي كه بنيادي براي كمك به كودكان بي‌سرپرست به نام (ميك‌اي ويش) به معني فارسي (آرزو كن) تاسيس كرده است.
    او مي‌گويد: از اين‌كه همسرم هميشه حامي من بوده، خوشحال هستم و يكي از دلايل موفقيت خود را كمك‌هاي همسرم مي‌دانم.

    با اين‌كه او با هزينه شخصي به فضا مي‌رود، اما برخلاف سه گردشگر فضايي قبلي، كه صرفا ثروتمنداني ماجراجو بودند، چهره‌اي علني و كاملا شناخته شده در عرصه طرح‌هاي پيشتازانه فضايي است.
    وي كه به همراه همسرش، از پيشگامان طرح‌هاي توسعه سفرهاي فضايي هستند، در سفر فضايي‌اش آزمايش‌هايي را در زمينه فيزيولوژي انسان و تاثير امواج راديويي بر بدن، در فضا انجام مي‌دهد. از ديگر آزمايش‌هاي او، بررسي دقيق مكانيسم ماهيچه‌هاي بدن فضانوردان در موقعيت‌هاي محيطي جديد است.
    شايد برايتان جالب باشد بدانيد انوشه انصاري در حال حاضر، رياست شركتي را برعهده دارد كه با مشاركت شركت (ماجراجويي‌هاي فضايي) آژانس فضايي فدراسيون روسيه، طرحي را جهت ايجاد ناوگاني از فضاپيماهاي تجاري، براي اعزام گردشگران، به ارتفاعات زيرمداري، در دست اجرا دارد.
    آتوسا مي‌گويد(همان طور كه شما هيجان‌زده هستيد، من و ديگر اعضاي خانواده هم، بدين شكل هيجان‌زده‌ايم) و انوشه مي‌گويد: آنها مي‌دانند كه مدت زيادي‌ است كه من در انتظار چنين روزي بودم و خوشحالم كه دقايقي ديگر به كهكشان مي‌روم.انوشه در مورد علاقه‌اش به فضا و اين‌كه اولين‌بار چه زماني عاشق آن شد، مي‌گويد: زمان دقيق و خاصي نداشت، از زماني كه به ياد دارم علاقه به فضا در قلب من جاي داشت و همواره از نگاه به آسمان لذت مي‌بردم، دوست داشتم كه هر چه بيشتر در مورد آن بدانم، شايد با اين علاقه به دنيا آمدم يا ژن‌هايي در وجود من است كه نمي‌دانم. همسرش حميد مي‌گويد: گاهي اوقات با او شوخي مي‌كنم و به او مي‌گويم، فكر نكنم كه تو مال اين سياره باشي و از سياره ديگري آمدي. پيش از سفر فضايي به او گفتم: تو داري به زادگاهت باز مي‌گردي.
    انوشه مي‌گويد: من به دنبال تجربه هستم، اما يكي از جذاب‌ترين مسايل براي من، شناور بودن در فضاي تاريك و نگاه كردن به سياره زيباي زمين، از فراز آسمان‌هاست، اين منظره‌اي‌ مي‌‌باشد كه براي من بسيار جذاب است.
    او در ادامه مي‌گويد: اين هم قسمتي از تجربه است، اميدوارم كه افراد، بيشتر و بيشتر به اين تجربه دست پيدا كنند تا بينش تازه‌اي از زندگي به دست آورند و متوجه شوند كه چگونه بايد زندگي كرد و با محيط زندگي‌ خود چگونه برخورد كنند. من كتاب‌هاي زيادي، در رابطه با فضا مطالعه و حتي با فضانوردان هم صحبت كرده‌ام، اين چيزي بود كه در گفتار و نوشتار همه آنها ديده مي‌شد، به نظر من، اگر همه مردم به فضا سفر كنند و محيط زندگي‌ خود را از نقطه‌اي ديگر در فضا ببينند، نسبت به كره زمين، تصميم‌ بهتري مي‌‌گيرند.
    در مدت شش ماهي كه او در حال تمرين بود، چندين ديدار كوتاه با اعضاي خانواده‌اش داشت. انوشه مي‌گويد: اما در هر صورت بسيار كم بود، به خاطر اين كه بيش از 15 سال است كه از ازدواج ما مي‌گذرد و من هر روز، تمام 24 ساعت را با همسرم بودم چون ما با هم همكار هستيم و دوري شش ماهه از او برايم خيلي سخت بود. او در پاسخ به اين پرسش كه مسافرت‌هاي فضايي چه پيشرفتي را براي علم به ارمغان مي‌آورد، مي‌گويد(در فضا منابع انرژي بي‌نهايتي وجود دارند كه ما مي‌توانيم از آنها بهترين استفاده‌ها را براي تكنولوژي‌هاي گوناگون استفاده كنيم.)
    گسترش تكنولوژي براي مسافرت به مرزهاي فضا، بايد ارتقاء يابد و به نظر من، ما بايد هم اكنون شروع به تحقيقات گسترده زده و مسافرت‌هاي فضايي را تسهيل كنيم، اما همگي مي‌دانيم كه اين مسئله‌اي نيست كه يك شبه حل شود و شايد نسل‌ها بايد روي اين پروژه كار كنند، من اميدوارم كه به اين مسئله نگاه خاصي شود.
    شركت مخابراتي TTI كه او به همراه شوهر و برادر شوهرش، بنيان‌گذار آن بوده، در حال حاضر تحت مالكيت (سنتورنوك) است، يعني به اين شركت فروخته شد. وي به همراه برادر همسرش، امير در سال 2003 جايزه ده ميليون دلاري (انصاري اكس - پرايز) را بنيان نهاد و هدف از اين جايزه تشويق بخش خصوصي، براي انجام سفرهاي تفريحي به فضا بود.
    
    آخرين لحظات حضور در زمين
    انوشه انصاري مي‌گويد: بيان احساساتم كاري بس دشوار است. به سختي مي‌توانم باور كنم، اينجا هستم؛ حسي آميخته از هيجان و اضطراب وجودم را فرا گرفته است. اضطراب من به خاطر سفر نيست، بلكه به خاطر آنهايي است كه اين جا روي زمين انتظارم را مي‌كشند: (خانواده‌ام...) مي‌دانم كه چقدر برايشان سخت است، در هر حال فكر مي‌كنم، وقتي پرواز كنم از همه اين ترس‌ها، اضطراب‌ها و انتظارها رها خواهم شد. آن وقت فقط من ‌خواهم بود، رها از همه چيز...
    در حالي كه من در انتظار اين لحظات بي‌وزني به سر مي‌برم، همه چيز در اينجا برايم سنگين و سنگين‌تر مي‌شود. حتي هوايي كه تنفس مي‌كنم، برروي قفسه‌ سينه‌ام سنگيني مي‌كند. درست مثل كسي هستم كه در مطب دكتر نشسته‌ام و منتظر نتيجه آزمايشي مي‌‌باشم. از همراهم مي‌پرسم كه چرا آن‌قدر آرام هستي و او مي‌گويد: وقتي درون كابين مي‌نشيني و مطمئن هستي كه پرواز خواهي كرد و ديگر هيچ‌كس نخواهد توانست جلوي تو را بگيرد، احساس آرامش به تو دست مي‌دهد. نه هيچ دكتري، نه هيچ آزمايشي، نه هيچ تستي و نه هيچ مراسم ديگري... پيش از رفتن به ديدار خانواده‌ام رفتم و از پشت شيشه با آنها ديدار كردم؛ اشك‌هايمان سرازير شد، براي همه، لحظات سختي بود. خواهرم آتوسا، به سختي تلاش مي‌كرد كه مانع از اشك‌هايش شود، اين را من متوجه مي‌شدم، اما بي‌فايده بود. پس از آن‌كه اشك‌هايمان تمام شد، شروع به صحبت كرديم و براي هم لطيفه تعريف مي‌كرديم، حالمان كمي بهتر شد. مي‌دانم كه به زودي باز خواهم گشت و قادر خواهم بود، همه اعضاي خانواده‌ام را دوباره در آغوش بگيرم و برايشان از سفر رويايي‌ام تعريف كنم.در آن لحظات به چشمان همسرم نگاه كردم، عشق و تحسين آميخته با اضطراب را در چشمانش ديدم. با آنها خداحافظي كردم و تصوير آخرين نگاهشان را با خود به يادگار بردم، حالا احساس آرامش مي‌كنم.انوشه انصاري در فضا دست نوشته هاي خود را مي نويسد و ما هم براي شما مي نويسيم:
    
    20 سپتامبر 2006

    من چند ساعت پيش به ايستگاه رسيدم، احساسي كه اينجا دارم درست مثل حسي است كه در خانه دارم، مدت سفر به ايستگاه طولاني بود، اما ارزشش را داشت. قادر نبودم كه حتي براي لحظه‌اي چشمانم را ببندم و چشم از پنجره بگيرم. زمين از اينجا بسيار باشكوه است، عظمت عجيبي دارد، اينجا ديگر از تمام آن چيزهاي وحشتناكي كه گاه در اخبار مي‌ديديد، خبري نيست.
    زمين بسيار زيباست، اگر هميشه آن را به اين شكل مي‌ديديم، ايمان دارم كه تمام توانمان را به كار مي‌گرفتيم كه آن را حفظ كنيم. صادقانه آرزو مي‌كنم كه همه مردم چنين سفري را تجربه كنند، دوست دارم همه مي‌توانستند آنچه را كه من مي‌بينم، ببينند.
    
    21 سپتامبر 2006
    انوشه انصاري مي‌گويد: حالا من چهار روز است كه در فضا هستم. سفري طولاني، اما باارزش، مي‌خواهم لحظاتي قبل از پرواز را مرور كنم. اجازه بدهيد از اول شروع كنم، امروز صبح زود، ساعت يك بامداد به وقت بايكونور از خواب بيدار شدم. صبحانه مختصري خوردم و لباس‌هاي مخصوص ماموريت را بر تن كردم. مراسم دعا و نياش را به جا آوردم و پس از خروج از اتاق خواب، روي در اتاق خواب امضا كردم، اين رسمي است كه مي‌گويند، (يوري گاگارين) اولين فضانورد آن را شروع كرده است.
    قبل از ترك آنجا به مادر بزرگم تلفن زدم، زيرا او نمي‌تواند به بايكونور بيايد، او براي من آرزوي موفقيت و بازگشتي با سلامت كرد...
    سپس به مقصد محل ماموريت، سوار اتوبوس شديم. از درب هتل تا اتوبوس، پياده‌روي كوتاهي بود، در هر دو طرف مسير خانواده، دوستان و خبرنگاران از ما عكس و تصوير مي‌گرفتند.
    در ميان نور كوركننده دوربين‌ها توانستم تك‌تك اعضاي خانواده‌ام را تشخيص دهم. آنها در ساعات اوليه روز براي ديدن من در هنگام اعزام به سفر بزرگم، به آنجا آمده بودند. مادرم گريه مي‌كرد و سايرين به سختي تلاش مي‌كردند، تا اشك‌هايشان ديده نشود.
    سوار اتوبوس شدم و به محل ماموريت رفتيم. چيزي كه برايم عجيب است اين بود كه در تمام طول مسير، آرام بودم. فكر مي‌كردم در روز اعزام خيلي عصبي خواهم بود، اما عجيب بود كه هيچ‌گونه ترس و اضطرابي نداشتم.
    براي آماده شدن به ساختماني رفتيم كه لباس مخصوص بپوشيم. يكي يكي وارد اتاق شديم. اول ميشا تيورين، سپس مايكل و بعد من.
    سپس به اتاقي با ديوارهاي شيشه‌اي رفتيم. مادرم، خواهرم آتوسا و همسرم حميد آن سوي ديوار شيشه‌اي اتاق بودند و در رديف جلو نشسته بودند. پشت سر آنها خانواده‌هاي ميشا و مايك حضور داشتند. اتاق پر از گزارشگران بود.
    ما سعي كرديم به زبان ايما و اشاره با خانواده‌هايمان صحبت كنيم. حتما بعدا كه فيلم را خواهيم ديد، حركاتمان بسيار خنده‌دار خواهد بود.

    سپس دوباره به سمت اتوبوس، اسكورت شديم و براي جمعيت و گزارشگران دست تكان داديم.
    درست در پاي راكت پياده شديم. از نردباني بالا رفتيم كه به يك آسانسور كوچك مي‌رسيد كه فقط به اندازه ما سه نفر جا داشت. وارد آن شديم، آسانسور ما را به بالاترين قسمت راكت به كپسول وارد كرد. اول وارد يك چادر و سپس اتاقك محل استقرارمان شديم... من اولين نفري بودم كه وارد شدم. بسيار آرام بودم. هيجان‌زده، اما آرام... فكر نمي‌كنم قلبم بيشتر از صد تا مي‌زد. قلب من در حالت عادي هشتاد تا مي‌زند. يك لبخند دايمي برروي لبانم نقش بسته بود. سر جايم نشستم و كمربندها را بستم.
    سپس مايك و ميشا هم در جايگاه كوچكشان مستقر شدند. هنوز دو ساعت تا پرتاب، زمان باقي بود. من مسئول سه كار ساده بودم: سوييچ كردن، باز و بسته كردن دريچه منبع اكسيژن در هنگام نياز (كه وظيفه‌اي بس خطير است)! و دادن فايل‌هاي اطلاعات پرواز به اعضاي ديگر... خوشبختانه، كار چندان مشكلي نبود و من قادر به انجام آنها ... لابه‌لاي كارها هم هر وقت فرصت پيدا كنم، يادداشت‌هاي شخصي‌ام را مي‌نويسم.
    بالاخره آن لحظه فرا رسيد و شمارش معكوس شروع شد. مايك، ميشا و من گفتيم: (آماده‌ايم...) از خداي بزرگ سپاسگزارم كه روياي مرا به حقيقت پيوست. از او مي‌خواهم قلب همه مخلوقاتش را با عشق خود لبريز كند و صلح و آرامش را به خلقت زيبايي كه ما آن را زمين مي‌ناميم ارزاني كند.
    000300040005، من واقعا دارم مي‌رم 0002000 دوست دارم حميد 0001000 و پرواز... فكر نمي‌كردم به اين راحتي باشد. درست مثل (تيك آف) هواپيما بود. پرتويي از نور، كپسول را پر كرد و قلب مرا گرم كرد. هيجان و لذتي كه در قلبم بود، توصيف‌ناپذير بود. مرحله جداسازي چيز خاصي نداشت و سپس بي‌وزني...اين حس شگفت‌انگيز رهايي، لبخند را برروي لبان همه ما نقش بست. به آهستگي از صندلي جدا شدم و در فضاي كابين، معلق ماندم، نمي‌توانستم باور كنم. وقتي در مدار قرار گرفتيم توانستيم كمربندهايمان را باز كنيم.
    دستكش‌هاي مايك در فضا معلق شده بودند. نمي‌توانستيم جلوي خنده‌مان را بگيريم. براي اولين‌بار توانستم زمين را از آن بالا ببينم. ناخودآگاه اشك‌هايم بر صورتم جاري شدند. اين زمين بود كه غرق در گرماي پرتو خورشيد بود. آرام و سرشار از زندگي... هيچ نشانه‌اي از جنگ، غارت و مشكلات در آن ديده نمي‌شد. فقط زيبايي خالص...
    چقدر دلم مي‌خواست همه مي‌توانستند اين احساس را در قلبشان تجربه كنند. به ويژه سران دولت‌ها، شايد باعث مي‌شد كه با ديدگاه ديگري به دنيا مي‌نگريستند و صلح را به جهان ارزاني مي‌كردند.
    
    21 سپتامبر 2006
    ساعت 11/30 به وقت GMT، اين‌جا در ISS است. اولين تجربه‌ام را در فضا سپري مي‌‌كنم. شگفت‌انگيز است، اين‌طور نيست؟
     مي‌‌دانم همه مردم، بهترين آرزوهايشان را برايم فرستاده‌اند. نمي‌‌توانيد تصور كنيد چقدر مرا با الطافتان خرسند مي‌‌كنيد. زماني مي‌‌خوانم كه دختري در مشهد وقتي به من نگاه مي‌‌كند و اين انگيزه را پيدا مي‌‌كند كه روزي فضانورد شود، چشمانم پر از اشك مي‌‌شوند.ايمان دارم كه همه شما اگر سخت تلاش كنيد و خالصانه و از صميم قلب خود را فداي خواسته‌هايتان كنيد، به آرزوهايتان دست خواهيد يافت.قول مي‌‌دهم كه وقتي برگشتم، همه پيغام‌هايتان را بخوانم. پس باز هم برايم بنويسيد.
    اين‌جا، جاي عجيبي است، به خصوص اين كه ببيني، دنيا به دور ماه مي‌‌چرخد، يعني در واقع ما به دور آن مي‌‌چرخيم.
    زمان در اين‌جا متفاوت است، بنابراين طبق برنامه ما بايد ساعت شش بعدازظهر بخوابيم و ساعت سه صبح بيدار شويم؛ شب اول آنقدر خسته بوديم كه هيچ مشكلي با زود خوابيدن نداشتيم. فراموش كردم بگويم، وقتي كه سويوز براي خروج از ايستگاه، در مدار خود قرار مي‌‌گيرد، تمام مدت به دور محور خود مي‌‌چرخد. اين فرايند نزديك به 48 ساعت وقت مي‌‌گيرد.
    ميشا به ما گفت: اگر كيسه خوابمان را از سقف آويزان كنيم و سرمان را در مركز دريچه قرار دهيم، بهتر خواهد بود. به اين صورت كم‌تر اين حركت چرخشي را احساس خواهيم كرد.
    من هم دستورالعمل او را پياده كردم. مايك هم همين كار را كرد.قبل از اين‌كه بخوابم، يك قرص(داروي مخصوص سفر) مصرف كردم، تا خيالم راحت باشد كه حالم بد نمي‌‌شود. اين قرص‌ها، خاصيت خواب‌آوري هم دارند پس به من كمك مي‌‌كردند كه زودتر خوابم برود. احساس آرامش مي‌‌كردم، درست مثل كسي كه روي سطح يك درياچه، شناور است.
    صبح روز بعد، بسيار خوب بود. وقتي بيدار شدم، بسيار هيجان‌زده بودم. سريع از كيسه خوابم خارج و سر جايم مستقر شدم.
    احساس كردم ارگان‌هاي داخلي من به صدا درآمده‌اند. سعي كردم حركتم را به حداقل برسانم. شايد يك جسد موميايي شده بودم، فقط حركات بسيار كوچك و آهسته انجام مي‌‌دادم.

    دچار دو مورد از علايم بيماري پرواز فضايي شده بودم. اولي درد پشتم بود. احساس مي‌‌كنم ستون فقرات، كشيده مي‌‌شوند و كمي بلندتر مي‌‌شوم. از اين‌كه قدم بلندتر مي‌‌شود، خوشحالم، اما درد آن اصلا شوخي نيست.
    علامت دوم، تغيير جهت مايع بدن به سمت سر است؛ زيرا جاذبه‌اي وجود ندارد تا به خون كمك كند كه به سمت پاها پمپاژ شود، پس در سر جمع مي‌‌شود و در نتيجه صورت پف كرده و قرمز مي‌‌شود و فرد را دچار سردرد مي‌كند.متاسفانه دچار كمردرد، سردرد شديد و تهوع شده بودم. به خودم گفتم: اين شروع خوبي نيست. اگر در تمام طول سفر چنين حالي داشته باشم چه كار كنم؟تصميم گرفتم آمپول بزنم. مايك و ميشا خيلي نگرانم بودند. از اين كه اولين پروازشان را خراب مي‌‌كردم، ناراحت بودم.
    صبح روز دوم كه از خواب بيدار شدم حالم كمي بهتر بود، اما هنوز آنقدر خوب نشده بودم كه بتوانم غذا بخورم و حركت كنم. پس از مشورت مايك و ميشا با پزشك پرواز، يك‌بار ديگر تزريق انجام دادم.واقعا از خودم نااميد شده بودم. مدت‌ها آرزو داشتم به فضا بيايم و حالا كه اين‌جا بودم آنقدر حالم بد بود كه حتي قادر نبودم از پنجره به بيرون نگاه كنم. به خودم مي‌‌گفتم: اين بي‌‌حسي را كنار بگذار... تو قوي‌تر از اين حرف‌ها هستي... همه اينها تلقين است، تو مي‌‌تواني بيماري را متوقف كني...
    ما به ايستگاه نزديك و نزديك‌تر مي‌‌شديم. هر اينچي كه به ايستگاه نزديك‌تر مي‌‌شديم، من احساس بهتري پيدا مي‌‌كردم. بسيار هيجان‌زده بودم. پس از مدتي تصميم گرفتم از كيسه خوابم خارج شوم. مي‌‌دانستم كه هنگام ورود به ايستگاه دوربين‌هايي وجود خواهند داشت و من دوست نداشتم بيمار ديده شوم. پس از آن‌كه لباس‌هاي فضايي را از تنم خارج كردم، احساس خيلي بهتري پيدا كردم. احساس گرسنگي كردم و چند تا كلوچه خوردم.
    زمان به كندي مي‌‌گذشت، اما سرانجام لحظه موعود رسيد و آنها آماده بودند كه دريچه را باز كنند. مايك و ميشا به من توصيه كردند كه يك نفس عميق بكشم، زيرا اين اولين رايحه فضا خواهد بود.آنها گفتند كه رايحه منحصر به فردي است. هنگامي كه آنها دريچه سويوز را باز كردند، من (فضا) را استنشاق كردم. عجيب بود. چيزي شبيه به بوي كلوچه بادام سوخته... من به آنها گفتم (شبيه به بوي آشپزي است) و آنها باتعجب فرياد زدند:(آشپزي)!گفتم: (بله، مثل اين مي‌‌ماند كه غذايي سوخته باشد. نمي‌‌دانم توضيحش دشوار است...)
    واقعا نمي‌‌توانم تفسيرش كنم، جف و پاشاكه در ايستگاه بودند آماده بودند كه به محض رسيدن به آنجا دريچه را براي ما باز كنند و ورودمان را به ايستگاه خوش‌آمد بگويند.قدم به ايستگاه گذاشتم، احساس مي‌‌كردم درخانه هستم، احساس صد در صد بهتري نسبت به گذشته داشتم، باور نمي‌‌كردم كه توانستم سختي‌ها را پشت‌سر بگذارم. به هدفم رسيده بودم، سرانجام در خانه‌ام بودم!
    
    22 سپتامبر 2006
    به وقت گرينويچ ساعت 7/28 است، سكوتي عجيب در اينجا حكمفرماست. باز هم مي‌‌خواهم دست نوشته بنويسم، ميليون‌ها نفر از انسان‌ها مي‌‌توانند به اعماق اقيانوس‌ها بروند و كاوش كنند و يا از كوه بالا بروند و در يك جنگل باران قرار گيرند، سفر به فضا نيز مانند چنين كاوش‌هايي است و غير ممكن نمي‌باشد... من هم ‌توانستم مثل خيلي از فضا نوردان به آرزويم برسم، در اينجا احساس مي‌‌كنم كه به دنبال حقايق هستم، مي‌‌خواهم به جاهايي سفر كنم كه تاكنون كسي پا به آنجا نگذاشته... اما من همين جا هستم... احساس مي‌‌كنم، در اين دنيا، هنوز ناشناخته‌هاي زيادي است كه بايد بشر به آن دست پيدا كند، همان‌طور كه ميليون‌ها سال پيش، بشر، به كشف آتش رسيد، فكر مي‌‌كرد به دستاورد مهمي در زندگي رسيده است... امروز روز آرامي را پشت سر گذاشتيم، از طريق اينترنت به كارهاي شركتم در آمريكا رسيدگي مي‌‌كنم، به هر حال ماهها است كه از آنجا دورم، اما مطمئن هستم كه شوهرم و برادر شوهرم به درستي كارها را سر و سامان مي‌دهند، اما دلم كمي براي آنجا تنگ شده است، بايد از چند و چون كارها آگاه باشم.
    
    23 سپتامبر 2006
    سعي مي‌ كنم از پنجره سفينه، ماه را پيدا كنم، نمي‌‌دانم در كدام سوي ما كره ماه قرار دارد، واي خداي من چه زيبايي... غير قابل بيان است، كهكشان را نمي‌‌توان توصيف كرد بايد ديد...
    تا چند روز ديگر به زمين برمي گردم، پس سعي مي‌‌كنم طي اين مدت بهترين استفاده را از فضا ببرم... ثانيه ثانيه حضور در اين‌جا را در سلول‌هاي خاكستري‌ام، ضبط مي‌‌كنم...
    
    25 سپتامبر2006
    خيلي‌ها مي‌خواهند بدانند چگونه در فضا حمام مي‌كنيم؟ چگونه دندان‌هايمان را مسواك مي‌زنيم؟ چگونه موهايمان را مي‌شوييم؟خوب دوستان بايد اعتراف كنم كه رعايت بهداشت در فضا كار چندان ساده‌اي نيست. اينجا دوش يا شيرآبي كه آب زلال از آن جريان داشته باشد، يافت نمي‌شود. آب در اينجا به جاي اين‌كه جريان يابد، شناور مي‌شود. اين موضوع از شستشو، يك صحنه جنگي تمام عيار مي‌سازد. خوب پس لابد مي‌پرسيد آنهايي كه آن بالا و در فضا اقامت دارند، براي شستشوي خود چه مي‌كنند؟ مخصوصا فضانورداني كه براي حدود شش ماه در ايستگاه مستقر مي‌شوند. آنها راه حلي مبتكرانه براي اين كار دارند.
    ما در اينجا حوله‌هاي مرطوب، ليف‌هاي نم‌دار و حوله‌هاي خشكي داريم كه از آنها براي تميز كردن بدنمان استفاده مي‌كنيم. افراد به طور معمول روزي يك حوله مرطوب و چندين حوله خشك براي اين منظور به كار مي‌برند. هر كسي يك بسته بهداشتي مخصوص به خود دارد كه در آن مسواك، ابزار ريش‌تراشي، كرم و ساير مايحتاج مورد نياز تعبيه شده است. من بسته‌اي را گرفته‌ام كه در آن ريش‌تراش و كرم‌هاي مختلف مخصوص ريش‌تراشي موجود است، اما لوازم آرايشي در آن پيدا نمي‌شود! مسواك زدن در فضا خود لطيفه‌اي ديگر است. شما نمي‌توانيد پس از پايان مسواك زدن دهان خود را با آب بشوييد و در انتها آب داخل دهانتان را بيرون بريزيد. در اينجا بايد در انتهاي مسواك زدن هر آنچه در دهانتان است را قورت دهيد (اوه خداي من.) فضانوردان به اين كار اثر نعناي تازه مي‌گويند.
    هيجان‌انگيزترين تجربه در ايستگاه بين‌المللي فضايي (شايد من آن را يك تجربه مي‌دانم) شستشوي موهاي سر فضانوردان است. حالا من مي‌فهمم چرا فضانوردان موهاي خود را كوتاه مي‌كنند. ابتدا بايد يك كيسه حاوي آب را روي سرتان بگذاريد و بعد از اين‌كه گوي‌هاي كوچك آب دور و بر سر شما آرام گرفتند با استفاده از شامپوي خشك و بسيار با ملايمت موهايتان را بشوييد. با كوچك‌ترين حركت حساب نشده‌اي قطرات گوي مانند آب به همه طرف پراكنده مي‌شوند. من از اين تجربه خود فيلمي گرفته‌ام كه به محض بازگشت به زمين در اختيار شما قرار خواهم داد.
    آب در اينجا بسيار با ارزش است و دايما بازيابي مي‌شود. هيچ چيز مرطوبي دور ريخته نمي‌شود، مگر اين‌كه در هوا تبخير شود. يك واحد هدايت و جمع‌آوري رطوبت موجود در هوا دايما بخار آب موجود در هوا را جمع‌آوري و پالايش مي‌كند تا مجددا مورد استفاده قرار گيرد. اين موضوع حتي لباس‌هاي ورزشي فضانوردان را بعد از تمرينات ورزشي نيز شامل مي‌شود.
    اينجا در ايستگاه بين‌المللي فضايي، تجهيزات ورزشي زيادي وجود دارند. براي مثال يك چرخ افقي كه بايد به زحمت آن را چرخاند و دوچرخه ثابتي كه چشم‌انداز بسيار بديعي به زمين دارد، در بخش روسي ايستگاه مستقر است. پاره‌اي تجهيزات مقاومتي و يك دوچرخه ثابت ديگر نيز در بخش آمريكايي ايستگاه فضايي موجود است.فضانوردان و كيهان‌نوردان هر روزه و گاهي اوقات دو بار در روز به تمرينات ورزشي مي‌پردازند تا از اثرات مخرب بي‌وزني بر ماهيچه‌ها و استخوان‌هاي خود بكاهند. شايد شما ندانيد كه اگر انساني براي مدتي طولاني در موقعيت بي‌وزني اقامت كند، از آنجا كه براي جابه‌جا شدن يا جابه‌جا كردن لوازم به نيروي زيادي احتياج ندارد، ماهيچه‌هاي او شروع به آب رفتن و چروك خوردن مي‌كنند. وزني وجود ندارد و بنابراين شما براي جابه‌جا كردن احتياج به صرف انرژي نداريد. همچنين بدن شروع به دفع كلسيم مي‌كند و فضانوردان به پوكي استخوان مبتلا مي‌شوند.
    يك ضرب‌المثل قديمي مي‌گويد كه شما نمي‌توانيد هم كيكتان را نگه داريد و هم آن را بخوريد. من فكر مي‌كنم براي رسيدن به تمام زيبايي‌ها و هيجانات يك سفر فضايي بايد بهاي آن را نيز پرداخت كرد.



لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1385/07/14ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط ..:: سجاد ::..

    
    
    استاد شجريان 66 ساله شد

    (تولدم روز اول مهرماه سال يك هزار و سيصد و نوزده خورشيدي در مشهد است. در خانواده‌اي كه پدر بزرگم (علي‌اكبر) صداي بسيار رسايي داشته و به زيبايي آواز مي‌خوانده است.)
    استاد آواز ايران در روز اول مهرماه، 66 ساله شد گفتني است؛ شجريان قرار است اواخر پاييز و اوايل زمستان كنسرت‌هاي متعددي در تهران و شهرهاي شيراز، اصفهان، تبريز برگزار كند. همچنين برگزاري كنسرت در عراق نيز از جمله برنامه‌هاي در دست اقدام است.شنيده‌ها حاكي از اين است كه كنسرت‌هاي محمدرضا شجريان، اوايل سال 2007 در اروپا آغاز خواهد شد.
    گفتني است گروه جديد شجريان شامل محمد فيروزي، مجيد درخشاني، سعيد فرجي‌‌پوري و همايون شجريان بخشي از تمرينات خود را به پايان برده‌اند. اين در حالي است كه محمدرضا شجريان آذرماه سال گذشته به همراه كيهان كلهر، حسين عليزاده و همايون شجريان در تالار وزارت كشور به اجراي برنامه پرداخته بود.
    اين استاد موسيقي ايراني دي‌ماه سال گذشته نيز هنرمندان و جامعه هنري را دعوت كرد تا براي برپايي جشنواره‌اي هنري در باغ هنر بم مراسمي تدارك ببينند. اين استاد آواز ايران اعلام كرد كه خود قصد دارد كنسرتي در اين باغ ايراني اجرا كند. پيش از اين صحبت‌هايي انجام شده بود كه اين كنسرت شهريورماه برگزار شود ولي گويا قرار است اين كنسرت در دي‌ماه سال جاري برگزار شود.
    همچنين آخرين اجراي شجريان نوروز امسال به همراه گروهش در دانشگاه لس‌آنجلس بود كه با استقبال علاقه‌مندان به موسيقي اصيل ايراني روبه‌رو شد.
    اين خواننده كه از اواسط شهريورماه و در ادامه تور موسيقي اروپايي خود به آمريكا سفر كرده بود به لس‌آنجلس رفت و در دانشگاه اين شهر قطعاتي را اجرا كرد. همايون شجريان كه تنبك مي‌نوازد در چند قطعه پدر را ياري كرد. كيهان كلهر با كمانچه و حسين عليزاده با تار همراهان شجريان بودند. اين كنسرت به دعوت بخش هنرهاي اجرايي اين دانشگاه برگزار شد. نشريه بوستن گلوب درباره اجراي اساتيد ايراني در اين كنسرت نوشت: آنان سمبل پل ارتباطي ميان سنت‌هاي قديمي و جديد هستند كه ثابت كردند موسيقي اصيل ايراني نه تنها زنده است، بلكه در حال تحول دائمي است.يكي از برگزاركنندگان كنسرت‌هاي زنده در دانشگاه لس‌آنجلس دراين باره گفته بود: كنسرت استادان ايراني سال گذشته به قدري موفق بود كه وقتي سازمان برگزاركننده اين كنسرت‌هاي سراسري با ما تماس گرفت. با خوشحالي از اين پيشنهاد استقبال كرديم. شجريان چند اجراي ديگر تا دهم فروردين‌ماه در آمريكاي شمالي برگزار كرد.
    در رابطه با شجريان گفتني است كه استاد از چهل سال پيش ضمن به دنبال آموختن موسيقي در محضر استادان بزرگ موسيقي اصيل با نام مستعار (سياوش) در برنامه گل‌هاي راديو به خواندن پرداخته اما از سال‌ها پيش در اعتراض به برخي مشكلات، در ايران كنسرت برگزار نمي‌كند و به صدا و سيما هم به دليل نحوه پخش آثارش و رعايت نكردن حقوق مولف اجازه پخش آوازهايش را نمي‌دهد. شجريان از سال 75 تا سال گذشته در ايران كنسرتي برگزار نكرد.
    محمدرضا شجريان تنها پس از سال‌ها به خاطر مردم بم خواند و به مدت سه شب پي در پي از بيست و چهارم تا بيست و ششم دي‌ماه در تالار بزرگ كشور واقع در ساختمان وزارت كشور به اجراي برنامه پرداخت. او سال گذشته و برخلاف انتظار بار ديگر با گروهش در تالار وزارت كشور به اجراي برنامه پرداخت. محمدرضا شجريان قبل از انقلاب در اعتراض به آنچه كه موسيقي مبتذل مي‌خواند همكاري خود را با راديو - تلويزيون قطع كرد و تنها در روزهاي انقلاب اسلامي ايران اين همكاري را با ترانه‌هاي انقلابي از سر گرفت.



لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1385/07/14ساعت 0:33 قبل از ظهر توسط ..:: سجاد ::..

    فروردين
    بياييم در اين روزها تمام كينه‌ها و دشمني‌ها را كنار بگذاريم و مهرباني، محبت و شادابي را تقديم كساني كنيم كه بر چهره آنان همواره لبخندي مي‌درخشد. بياييم عزم آن كنيم كه كمتر به بدي‌ها فكر كنيم، به معايب و به نقاط منفي كمتر بينديشيم، خوبي را بنگريم و نقاط قوت را بيابيم. هميشه به خاطر داشته باشيم كه در مسير زندگي‌، مقصد و راه يكي است و در هم ادغام شده‌اند. زندگي به راستي زيباست. درست است كه تلخي هم به همراه دارد اما اين دو با يكديگر زندگي را كامل مي‌كنند. تنها چيزي كه كارايي دارد و براي نيل به هدف مفيد است، اراده و خواست شماست، كافي است چيزي را بخواهيد.
    معمولا دختران متولد فروردين اگر تصميم بگيرند با مردي ازدواج كنند، اين كار را انجام خواهند داد.
    
    ارديبهشت
    وقتي مي‌بينيد راهي را كه در پيش گرفته‌ايد با مسير زندگاني شما سازگاري ندارد هراسي از كنار گذاشتن آن نداشته باشيد. مردم به همان اندازه خوشبخت هستند كه خوشبختي در ذهن خود بيافرينند و تصميم به نيك‌بختي را در ذهن خود بپرورانند. بياييد همزمان با پير شدن، قلب خود را وسعت بخشيم؛ همانگونه كه درخت بلوط، با گسترده شدن، پناه بيشتري به ديگران مي‌دهد. اي خداي بزرگ! همه، زيبايي خود را از تو وام گرفته‌اند، ماه و ستارگان مي‌درخشند؛ چون حضور تو <خداي بزرگ> در آنها درخشان است. به ياد داشته باشيد كه در جهان چيزي به نام شكست وجود ندارد، بلكه آن فقط نتيجه عمل ما است. متولدين اين ماه سعي كنند كه عشق و علاقه را به خود جذب كنند، نه دفع...
    
    خرداد
    اول عمق آب را بسنجيد، سپس وارد آن شويد. معنا و مفهوم آن، اين است كه پيش از اقدام به هر كاري بايد جوانب آن را به درستي بررسي كنيد. هرگز ديگران را مسئول شرايط زندگي خود ندانيد و آنها را از بابت نارسايي‌هاي خود سرزنش نكنيد. خوشبختي فقط با دست‌هاي طاهر كسي كه به راستي خواهان آن است ساخته مي‌شود. خوشبختي نامه‌اي‌ است كه يكروز نامه‌رساني زنگ در خانه شما را به صدا درمي‌آورد و آن را به دست‌هاي منتظر شما مي‌سپارد. گشاده‌رو باشيد. شيوه‌ رفتار خود را با خويشتن بررسي كنيد تا عادات خود را بهبود بخشيد. هر لحظه را به گونه‌اي زندگي كنيد كه گويي آخرين لحظه است. شما جواناني كه تصميم به ازدواج گرفته‌ايد سعي كنيد اعتماد طرف مقابل را معطوف خود كنيد.
    
    تير
    لحظات، شتابناك و بي‌امان مي‌گذرند. لحظه‌ها را دريابيم و قدر گوهر عمر را بدانيم. هر قدر مي‌توانيد شاد زندگي كنيد و هرگز فكر بيهوده به مغزتان راه ندهيد. اشك‌هاي ديگران را به نگاه‌هاي پر از شادماني تبديل كردن، بهترين لذت هاست. هر چه انسان از سرمايه نشاط و خوشبختي خود به ديگران ارزاني كند بر آن مي‌افزايد زيرا مهرباني خالق مهرباني‌ است. حس ششم به شما مي‌گويد كه علي‌رغم تمام مشكلات و با وجود همه گرفتاري‌ها، دوستي‌ها و روابط‌تان را حفظ كنيد.فكر و ذكر خود را متمركز كنيد، از قوه ابتكارتان استفاده كنيد. به افكار بزرگ فكر كنيد، اما از شادي‌هاي كوچك لذت ببريد. براي ازدواج درست فكر كنيد؛ چرا كه بعضي از اشتباهات را نمي‌توان جبران كرد...
    
    مرداد
    بزرگترين هنر زندگي استفاده از فرصتهايي است كه بر ما مي‌گذرد. برخيزيد و كمر همت بربنديد. بكوشيد و زندگي را بسازيد كه زندگي به راستي زيباست. زندگي زيباست اي زيباپسند، زنده‌انديشان به زيبايي رسند، آنقدر زيباست اين بي بازگشت كز برايش مي‌توان از جان گذشت. زندگي موهبتي بزرگ است كه صد البته تلخي‌هايي هم به دنبال خواهد داشت تلخي‌هاي آن را كنار گذاشته و با شيريني‌هاي آن دهانتان را شيرين كنيد. اگر رويا و آرزويي در دل داريد براي رسيدن به آن تلاش كنيد و آن را به دست بياوريد. نعمت و بركت در همه جا و همه وقت در انتظار شماست و از در و ديوار بر شما مي‌بارد، فقط كافي است آن را بخواهيد.روزهاي تاريكي رفته و حال نوبت روزهاي روشني است؛ به روزهاي خوب فكر كنيد...
    
    شهرويور
    هر چه مي‌خواهيد، باشيد! اما اميدوار باشيد؛ دلسردي سم مهلكي براي مغز و استعداد است كه جرات و ابتكار را از بين مي‌برد.
    در اين روزها اگر با فرد جديدي آشنا شديد اطمينان كامل داشته باشيد كه دوستي شما پايدار خواهد بود. بياييم تمام كينه‌ها و دشمني‌‌ها را به دور ريخته و زيبا بينديشيم. تنها راهي كه مي‌توانيم بدانيم كه خواب نديده‌ايم، اين است كه بيدار شويم. از امروز تصميم بگيريد كه فكر جدايي از ديگران را از سر خود بيرون كنيد.نشان دوست نيكو آن است كه خطاي تو بپوشد و تو را پند دهد و رازت را آشكار نكند. هيچ فرصتي را براي ابراز محبت از دست ندهيد. گاهي اوقات يادآوري روزهاي گذشته در زندگي به نفع‌تان است، چرا كه براي شما الگويي خواهد بود كه در آينده دل كسي را به درد نياوريد.
    
    مهر
    اگر انسان با اعتماد به نفس در جهت تحقق خواسته‌ها و روياهاي خود گام بردارد و سعي كند به شيوه‌اي كه در تخيل خود آرزو مي‌كرده زندگي كند، موفقيت و كاميابي به طور غير منتظره و در ساعاتي كه فكرش را نمي‌‌كند به سر وقت او خواهد آمد. دوست خوبم اگر رويا و آرزويي در دل داريد براي رسيدن به آن تلاش كنيد؛ چه بسيار گنجينه‌هايي كه درون ما هستند اما هرگز بستري براي رشد نيافته‌اند. همانطور كه پرتو نور خورشيد در پي روزهاي باراني شفاف‌تر و دلنوازتر است، زندگي هم بدون تحمل دشواريها، گاه بي معناست. شما همان چيزي خواهيد بود كه فكر مي‌كنيد.
    ديگر امروز و فردا كردن بس است، پاسخ‌تان را قاطعانه بدهيد، آره يا نه؟ تولدتان مبارك...
    
    آبان
    بدانيد همه لحظه‌ها زيبا هستند و لحظه‌ عشق لحظه جاودانگي است. همه لحظه‌ها نعمت هستند فقط بايد قادر به ديدن آنها باشيم. عشق پيوندي است كه همه اجزاء عالم را به سوي يكديگر مي‌كشد و به هم متصل مي‌كند. خداوند نعمت‌هاي زيادي در وجود شما به وديعه گذاشته است و اگر به همه آنها ايمان بياوريد، زندگي براي شما تبديل به يك سفر پرشور و هيجان و آكنده از لذت و شادي و در عين حال با هيبت مي‌شود.
    براي داشتن اعتماد به نفس بالا بايد در زندگي خود به ارزش‌هاي والا پايبند باشيد، نه ارزش‌هاي حقير. از هر فن و شيوه‌اي براي جذب وفور بركت به زندگي خويش استفاده كنيد. به ياد داشته باشيد كه او هميشه به فكر شماست، آيا شما به او فكر مي‌كنيد...
    
    آذر
    از خودپسندي بگريزيد و گر نه دوستي‌ها از شما گريزان مي‌شوند. با ثروت نمي‌توانيد در قلب مردم رخنه كنيد ولي با اخلاق خوب مي‌توانيد. امروز هديه‌اي به شما مي‌رسد پس جشني ديگر را مي‌آغازيم. بدانيد درجه نيك‌بختي و موفقيت شما در زندگي بر اساس فراهم بودن يا نبودن فلان چيز نيست، بلكه در آنچه شما واقعيت مي‌پنداريد است.
    تلاش كنيد زندگي‌تان با شادي و نشاط پيش رود. زندگي را باور كنيد و اميد را هيچ‌گاه از دست ندهيد. اگر مي‌خواهيد شاهد وفور نعمت و بركت در زندگي باشيد بايد خود را طوري متحول كنيد كه به آنچه انجام مي‌دهيد، عشق بورزيد. زندگي زماني براي شما زيبا خواهد بود كه كسي را در انتظار خود نگه نداريد.
    
    دي
    مقاومت خود را براي اجراي آنچه دوست داريد بررسي كنيد و قدرت خود را بسنجيد اما مغرور نشويد. شما دوست عزيز آنقدر تواناييد و آنقدر بي‌نظيريد كه فقط كافيست اين حقيقت را باور كنيد و خود را از حصار افكار منفي رها سازيد. دوست من اگر نيك بنگريد خواهيد ديد كه تمامي‌ زيبايي‌ها برروي شما لبخند مي‌زنند و توانايي‌هايتان هيچ مرزي را نمي‌شناسند. آنان كه آفتاب را به زندگي ديگران ارزاني مي‌دارند خود نيز بي‌بهره نخواهند ماند. از خودپسندي بپرهيزيد و گرنه دوستان خود را از دست خواهيد داد. زندگي خود را ساده كنيد، خواهيد ديد كه هزينه ها و تعهدات شما به ميزان زياد كاهش مي‌يابد. خجالتي بودن خود را كنار بگذاريد، در زندگي زناشويي اين مسائل اهميت ندارند، بايد كاملا جدي رفتار كنيد.
    
    بهمن
    وقتي ساده زيستن را شروع مي‌كنيد، چيزهاي زيادي مثل پول كه قبلا بايد به دنبالش مي‌دويديد، بدون تلاش وارد زندگي شما مي‌شود. اين يكي از شگردهاي بزرگ زندگي است: كمتر خواستن و بيشتر به دست آوردن. به خاطر داشته باشيد كه با شما آنگونه رفتار مي‌شود كه به ديگران مي‌آموزيد با شما رفتار كنند.
    دوستي آميزه حرمت و عشق است بياييد با سرور، روحمان را قوي كنيم تا روحمان بي‌روح نشود. هرگز مغرور نشويد زيرا غرور كشنده است، غرور به تدريج عقل را تباه مي‌كند. وقتي بين حق داشتن و مهربان بودن، حق انتخاب داريد، هميشه مهرباني را برگزينيد. او همين روزها سرانجام تكليف خودش را مشخص مي‌كند و به سراغتان خواهد آمد...
    
    اسفند
    نگراني‌ها و دلشوره‌ها را از خودتان دور كنيد. دلي كه در آن مهر و محبت نباشد تاريك خانه‌اي متروك و فراموش‌خانه‌اي ويرانه است. نبايد بگذاريم هيچ جزئي از زندگيمان در دام تكرار گرفتار شود. پيش از آنكه لحظه‌هاي سبز زندگي رنگ ببازند و خاكستري شوند بايد بخود آييم. بهشت در ميان ناگواري‌ها و شكيبايي‌هاست؛ پس هر كه در دنيا بر ناگواري‌ها صبر كند به بهشت مي‌رود و دوزخ در ميان لذت‌هاست؛ پس هر كه هر لذت و شهوتي را كه دلش خواست به خود برساند به دوزخ درآيد. بايد در زندگي همتي دوباره كرد. براي بيرون آمدن از ترديد و باز كردن و گشودن گره، يك انتخاب بزرگ به معني رفتن به سوي يك پناهگاه امن است . او روزي به شما پشت كرد و الان پشيمان است، به ياد داشته باشيد، بخشش طعم شيريني دارد.



لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1385/07/14ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط ..:: سجاد ::..

روزگارم بر خلاف ارزوهایم گذشت